چقدر طراحی عالی باعث بهتر شدن کارها می شود

چقدر طراحی عالی باعث بهتر شدن کارها می شود

چه می شود اگر شما بتوانید یک کتاب را با جلد آن داوری کنید و یا اگر زیبایی بیشتر از پوست عمیق باشد چه می کنید؟

اگر این تکه ها را از مطالعات مختلفی در زمینه نورولوژی ، روانشناسی را برای قابلیت استفاده و حتی تکامل انسان قرار دهید ، ارزش واقعی ظاهر را مشاهده خواهید کرد.

طراحی چیزی فراتر از بسته بندی زیبا نیست. این در واقع یکی از مهمترین تأثیرات در چگونگی درک ارزش است (گاهی اوقات حتی بیشتر از آنچه که در واقع در زیر طراحی است) و ما باید این دانش را اثبات کنیم.

بینایی خود را بالا ببرید

در حالی که هیچ کس نتوانسته است یک عدد دقیق را مشخص کند ، برآوردهای تصاویر بالا می گویند ۸۳٪ از داده های ادراکی در مغز ما را تشکیل شده است. حتی کمترین تخمین ها را ذکر می کنند که بیش از ۵۰٪ سطح مغز به پردازش اطلاعات بصری اختصاص دارد.

وقتی که عملیات ریاضی را انجام می دهید، می بینید که نورون های بیشتری نسبت به شنوایی ، سلیقه ، لمس و بو ترکیب شده اند. این باید توضیح دهد که چرا ما شش برابر بیشتر از چیزهای دیگر از تصاویر می توانیم به یاد داشته باشیم.

بنابراین این کار در طراحی به معنای چیست؟ گرافیکی که ایجاد می کنید بیش از هر چیز بر فعالیت مغز بیننده تسلط دارد. اگر یک خریدار محصولی را در دستان خود نگه داشته باشد ، بسته بندی تأثیر بسیار بیشتری در تصمیم گیری برای خرید خواهد داشت تا مثلاً بر احساس و یا بوی آن چه حسی داشته باشد.

و (بعداً به این موضوع خواهیم رسید) احساس بینایی ما حتی می تواند بر منطق ما غلبه کند. به عبارت دیگر ، یک آرم به خوبی طراحی شده می تواند بیش از گزارش مالی شرکت یا حتی رسوایی خبری ، بر درک مردم نسبت به یک برند تأثیر بگذارد.

در حال حاضر، فقط به یاد داشته باشید که مغز انسان سیمی برای بینایی است.

چگونه میلیون ها سال از حملات ببر برای طراحی مدرن کمک گرفته شده است

باور کنید یا نه ، در شرایط مناسب ، تصاویر می توانند تفکر منطقی را نادیده بگیرند. گفتن این که مردم (بعضی از افراد بیشتر از دیگران) از نظر عاطفی به جای منطقی تصمیم می گیرند ، جای تعجب ندارد. ویژوالها یک میانبر برای واکنش های “اجزا” ارائه می دهند ، بنابراین آنچه که می بینید بیشتر از آنچه فکر می کنید وزن بیشتری دارد.

بگذارید اینگونه باشد شما یک انسان بدوی ، غارنشین هستید و وقتی یک ببر را می بینید ، در جنگل قدم می زنید. شما می توانید ببینید که ببر تا چه حد با شما فاصله دارد ، مکان های مخفی کردن مناسب را پیدا می کنید یا یک سنگ پیدا می کنید تا بتوانید از خود دفاع کنید … اما اینها همه لحظات گرانبهایی را تجربه می کنند که در آن ببر می گردد تا شما را از پای درآورد.

در عوض شما فقط می توانید اجرا کنید. مطمئناً ، این یک نقشه خلقی نیست ، اما در مواقع بدوی ، بقا طرفدار تفکر سریع بر تفکر مؤثر است.

بنابراین در طی هزاره ها ، انسان ها تصمیم گرفتند تا براساس آنچه می دیدند ، برای صرفه جویی در وقت ، تصمیماتی برای «روده» بگیرند. در ابتدا ، پیوند بین بینایی و پاسخ عاطفی مبتنی بر قوی ترین انگیزه ها بود: ترس. اگر یک ببر را دیدید ، فرار کنید. اگر به یک صخره بلند نگاه کردید ، عقب عقب برگردید.

با گذشت زمان ، تصاویر بر احساسات دیگر نفوذ می کردند. دید یک دوست می توانست شما را خوشحال کند. یا تصویر آشنای خانه باعث آرامش شما می شد. به خاطر داشته باشید ، این در دوره ای بود که زبان هنوز در حال توسعه بود، بنابراین احساسات از هر چیز غریزی بیشتر بود.

به روزهای مدرن بپیوندید. حملات ببر ممکن است متوقف شده باشد ، اما واکنش های اجزای عاطفی ما باقی مانده است و این تأثیر زیادی در طراحی گرافیک دارد.

به این لوگو نگاهی بیندازید:

اگر به شما بگوییم که هفت روز دیگر یک مرکز مراقبت روزانه برای شما دایر است ، آیا ما را باور می کنید؟ حتی اگر اثبات غیرقابل انکار را به شما نشان دادیم ، هنوز سخت است که آن را هضم کنید. به این دلیل است ، هنگامی که آنچه می بینید با سایر اطلاعات در تضاد است ، ذهن شما تمایل دارد به آنچه می بینید متمایل شود.

گرچه این از اهداف تکاملی ناشی شده است، ایمان کور ما به تصاویر به اهدافی مانند بازاریابی ، برندسازی ، فروش و …، همانطور که بعداً در مورد آنها توضیح خواهیم داد ، از قابلیت استفاده واقعی یک محصول است.

برداشت اول و آخر

در حالی که در مورد علم برداشتهای اول گفته شده است ، اجماع عمومی این است که ، در نگاه اول ، مردم اعتماد و شایستگی را بالاتر از هر چیز دیگری ارزیابی می کنند. این امر در مورد برندها ، کتاب ها و محصولات دقیقاً به همان اندازه که برای افراد انجام می شود صدق می کند ، اگرچه نمی توانید یک طراح استخدام کنید تا اولین تصور مردم از شخصیت شما را بهبود ببخشد.

در تعامل انسان ، برداشتهای اول عمدتا توسط نشانه های غیر کلامی مانند بیان صورت ، نظافت و زبان بدن شکل می گیرد (گرچه آنچه که مردم می گویند نقش بزرگی هم دارد). برای مشاغل ، آنها از تصاویر تجاری مانند آرم ، وب سایت و بسته بندی محصول تهیه شده اند. به عبارت دیگر ، طراحی گرافیک.

حتی مهمتر از اینكه بازهم تأثیرات اول با وجود شواهد متناقض چه مدت ادامه دارد. در یک مطالعه کرنل ، محققان عکسهایی از افراد را نشان دادند و دریافتند که آنها تا شش ماه بعد حتی بعد از ملاقات با آنها و افراد و حتی دیدند که آنها چیزی شبیه به عکس نیستند ، داوری های اولیه را در مورد آن افراد حفظ می کنند.

خبرهای بدتر ، این برداشتهای اولیه تنها پس از ۶۰ ثانیه شکل می گیرد – بازگشت به پیشرفت تکاملی بینایی در تصمیم گیری های اجزا.

چرا این مهم است؟ خوب مطمئناً انگیزه ای است که به جای اینکه دوباره بعداً طراحی بد را انجام دهید ، اولین بار از برند تجاری و مارکتینگ خود استفاده کنید.

طرحی را انتخاب کنید که اعتماد و شایستگی را با استفاده از تصاویر به جای کلمات منتقل کند. این باید به اندازه کافی ساده باشد که در چند ثانیه قابل درک باشد ، اما به اندازه کافی به یاد ماندنی باشد تا ماهها یا حتی سالها به طول بیانجامد.

مثل دستگاه خودپرداز زشت

بعد از هر چیزی که فقط در موردش بحث کردیم ، آیا این تعجب آور است که می دانید یک طراحی بصری خوب می تواند یک محصول را بهتر کند؟ این کمی گمراه کننده است ، اما در ۱۹۹۵ ، دو دانشمند ژاپنی کشف کردند که طراحی گرافیک باعث می شود افراد فکر کنند یک محصول بهتر عمل می کند.

دو محقق انواع طرح بندی صفحه نمایش مختلف را روی دستگاه خودپرداز آزمایش کردند و بعداً سوابق خود و نحوه کار و نظر خودشان را به یکدیگر می رساند. درمجموع ، آنها ۲۶ طرح بندی اعم از فنی و کارآمد اما زشت ، از نظر زیباشناختی ناکارآمد و در درجه های مختلفی بین مشتریان آزمایش کردند.

در کمال تعجب ، نتایج بدون تردید نشان داد که چیدمانهای به ظاهر بهتر قابلیت استفاده بالاتر را دارند. آنچه طراحان می توانند از این امر استفاده کنند این است که طراحی عالی می تواند در واقع چگونگی استفاده از محصول یا نحوه درک عملکرد یک برند را بهبود بخشد. یک جلد کتاب خوب ممکن است نتواند کتاب بد را نجات دهد ، اما می تواند یک کتاب خوب را هم بهتر کند!

اینها چگونه کار می کند؟ طرح های جذاب باعث ایجاد لذت می شوند و واکنش بیولوژیکی آن لذت و آرامش است. یک مغز آرام مانند عملکردهای حل مسئله و مهارت های حرکتی بهتر عمل می کند. به همین دلیل است که ورزشکاران می توانند به جای اینکه خود را تحت فشار قرار دهند ، قبل از یک بازی بزرگ استراحت کنند.

فقط با بهبود طراحی بصری ، ببینید که چگونه YouTube تجربه کاربر خود را بهبود داده است:

The evolution of YouTube’s desktop home page

 

یک طراحی خوب عملکرد مغز را بهبود می بخشد. استفاده از محصولات را آسان تر می کند ، باعث می شود شرکت ها بهتر یا با ارزش تر به نظر برسند ، این امر باعث می شود مردم بخواهند با هر طراحی که به آن پیوست شود ، بیشتر درگیر شوند.

البته این هر دو راه را در پیش دارید. یک طراحی ناخوشایند باعث اضطراب می شود و این باعث پیچیده تر شدن فرآیندهای شناختی می شود و این باعث می شود کاربر احساسات منفی را با طرح اشتباه و یا غیره بیشتر مرتبط کند.

همچنین شایان ذکر است که چیزی که باعث می شود افراد به طور دوره ای با روندهای جدید طراحی ، خوشحال شوند. احساس چیزی “جدید” و “لبه” مطمئناً کاربران خود را برانگیخته می کند، بنابراین به روز بودن افراد فقط یکی از مسئولیت های یک طراح خوب است.

جوجه اردک زشت طراحی بدی داشت. این به روزرسانی در قو یک پیشرفت ضروری بود.

طراحی اهمیت دارد. این کار چیزی بیش از آنچه که خوب به نظر می رسد نیست. این تجربه کامل کاربر را بهبود می بخشد ، با کاهش بازده محصول ، افزایش وفاداری به برند ، باعث می شود که مشتریان از بررسی ها و بالاتر از همه سود بیشتر ، آنها را به حداکثر برسانند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تماس با ما

با ما تماس بگیرید یا فرم زیر را پر کنید تا با شما تماس بگیریم. ما تلاش می کنیم در 24 روز در روزهای کاری به تمام سوالات پاسخ دهیم.